کد خبر: ۴۳۳۱
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۳۹۶ - ۰۹:۱۳

سه تا بچه داشتند در مورد پدرانشان که کارمند بود حرف می‌زدند و سعی می‌کردند با دروغ پدران خود را سریع‌ترین کارمند دنیا جلوه دهند‌:

اولین بچه گفت پدر من سریع‌ترینه، حتی سریع‌ترین دونده در دنیاست به طوری که می‌تونه یک تیر رو با تیروکمان پرتاپ کنه و بعد با دویدن از آن تیر جلو بزنه...

سریعترین کارمند

دومی گفت که تو به این میگی سرعت؟ پدر منو ندیدی، پدر من یک شکارچیه، اون با تفنگش به شکار شلیک میکنه و قبل از تیر به شکار میرسه و اونو شکار میکنه....پدر تو سریعترین نیست بلکه پدر من سریعترینه

بحث بالا گرفته بود که بچه سومی سری تکون داد و گفت: شما اصلا چیزی از سرعت و سریع بودن نمی‌فهمین چون بابای من کارشو ساعت چهار بعداز ظهر تموم می‌کنه اما ساعت سه و ربع توی خونه پیشم نشسته !

از این داستان چه برداشتی میکنید؟


سمیتئاتر