کد خبر: ۲۳۵
تاریخ انتشار: ۲۶ فروردين ۱۳۹۴ - ۰۹:۳۸
راه و مسیر توسعه اقتصادی
مقدمه: راه و مسیر توسعه اقتصادی و دستیابی به استانداردهای پذیرفته شده و رفاه در هر کشور و ملتی اگر منحصر به فرد نباشد، ویژگی های خاص خود را خواهد داشت. پارامترهای مشترکی بین کشورهایی که این راه را طی کرده اند وجود دارد و همچنین مشابهت های بسیاری را می توان برشمرد. اما مطمئنا عوامل بسیاری، خاص و منحصر به آن ملت ، فرهنگ، حکومت و سرزمین خواهد بود.

اگر یکی از نشانه ها، نمودها و شاخص های یک کشور توسعه یافته  یا در حال توسعه را تراز تجاری مثبت و یا سرانه تولید ناخالص ملی آن بدانیم آشکار است که استفاده کارا و حداکثری از منابع آن کشور رکن اساسی و عامل اصلی دستیابی به شاخص فوق یا همان توسعه یافتگی محسوب می شود.

مدیران و مشاوران
مدیریت را برخی ازعلمای آن، استفاده از منابع  در جهت رسیدن به اهداف تعریف کرده اند. اگر در کشوری منابع و امکانات گوناگون مانند انواع کانی ها، نفت، گاز، ظرفیت های گردشگری، نیروی انسانی ماهر و تحصیل کرده، تکنولوژی های سطح بالا مانند فناوری نانو، بیوتکنولوژی یا دانش هسته ای موجود است ولی در رده بندی های توان اقتصادی و رفاه اجتماعی، حتی کشوری در حال توسعه  محسوب نمی شود، می توانیم این چنین نتیجه گیری کنیم که معضلات زیادی گریبانگیر مباحث مدیریت در آن کشور می باشد. حال چه در بخش دولتی و چه بخش خصوصی، چه آنکه استفاده حداکثری و مناسب از ظرفیت ها و توانمندی های بالقوه برای تولید ثروت و ایجاد رفاه، دست مدیران کاردان و لایقی را می بوسد که تفکری  توانمند در برنامه ریزی و دستی ماهر در اجرا دارند.
فارغ وجود و کفایت این چنین مدیرانی، برای پیشبرد برنامه های توسعه و یا به ثمر رساندن تلاش های جمعی لایه های مختلف اجتماعی و واحدهای اقتصادی، وجود مشاورانی مسلط به دانش تئوریک و آشنا به شرایط و مقتضیات سازمان های دولتی و شرکت های خصوصی این روند را سرعتی لازم و جهتی مناسب خواهد بخشید. لازم به یادآوری است که ضرورت این امر یعنی وجود فرآیندی توانا و مطلوب از مشاوره در کشورهای صنعتی کمتر از کشورهای جهان سوم و یا درحال توسعه نیست.
رونق بازار مشاوره در آن جوامع گواه همین مطلب است. مشاورانی آگاه و زبده در جامعه صنعتی و اقتصادی آن کشورها هستند که می توانند کمک حال کارآفرین ،مالک و مدیران سازمان هایی باشند که پول ،وقت و انرژی خود را در میدان تولید و ارائه خدمات، سرمایه گذاری کرده اند.
در مقاله ای از آقای آرتور ترنر مشاوره چیزی بیشتر از توصیه کردن است می بینید که هر دو طرف ذی نفع فرآیند مشاوره، یعنی کارفرما و مشاور، بایستی نسبت به خواسته های واقعی سازمان و توانایی برآوردن آن خواسته ها از سوی مشاور، شناخت و آگاهی کافی  وجود داشته باشد. کارفرمایان باید بدانند که از مشاور چه و به چه صورت می خواهند. در مقابل مشاور نیز با طرح سوالات مناسب نسبت به مسائلی که کارفرما تقاضای حل آنها را دارد شناخت کافی پیدا کند.

مسائل مبتلا به مشاوره مدیریت در کشور
همانطور که درابتدای مطلب آمد، مشاوره مدیریت، واجد خصوصیاتی مشترک در بین همه جوامع می باشد. اما ویژگی های خاص جامعه شناختی صنعت و اقتصاد ما نبایستی دور از ذهن بماند و مطمئنا باید مدنظر قرار گیرد.
دراین مقاله از کالبد شکافی تیز بینانه ای که به شیوه ای آماری و علمی انجام شده و محقق، سعی در ترسیم فضای مشاوره در ایران را داشته است مطالبی را ارائه می کنیم. محقق و کارشناس بررسی کننده، برخی از موانع موجود بر سر راه مشاوره مدیریت در ایران را به شرح ذیل بر شمرده است.

۱ – پایین بودن ارزش خدمات ناملموس و کارهای فکری در ایران
۲  – فقدان رقابت و عدم قطعیت های محیطی به عنوان پیشرانه  نیاز به خدمات توسعه مدیریت
۳ – کمبود مشاوران تخصصی به ویژه در حوزه های صنعتی
۴ – مداخله نامناسب نهاد های حمایتی مانند اداره نوسازی صنایع
۵ – ورود مدگونه و بی وقفه ابزارهای مدیریت
۶ – عدم اطمینان کارفرما نسبت به مشاوران و ابزارهای مدیریتی
۷ – توسعه نیافتگی صنعت مشاوره در ایران نسبت به سایر نقاط دنیا
۸ – روند نا مطلوب نرخ رشد بهره وری در سازمان ها به دلیل ساختار متمرکز دولتی
۹ – عدم شکل گیری شرکت های مشاوره حرفه ای و ماندگار ، وجود ۶۰۰ شرکت بسیار کوچک مشاوره در ایران
۱۰ – فقدان دسترسی به تکنولوژی مشاوره مدیریت و عدم ارتباط  پویا با شرکای بین المللی

به عوامل فوق می توان برخی موارد و توضیحات را نیز اضافه کرد.
عدم توجه به خود فرآیند مشاوره به عنوان بستر و ابزار انتقال دانش به حوزه اجرا
عدم اطمینان کارفرما نسبت به مشاوران را می توان اینگونه بسط داد که مدیران اجرایی، صاحبان دانش و مشاوران را افرادی صرفا تئوریک می دانند که پیشنهاد ها و توصیه هایشان پشتوانه اجرایی ندارد و کاربردی نمی باشد.
مشاوران نیز در مقابل،  مدیران واحدهای تجاری را افرادی تجربه گرا و بی توجه به علم، قلمداد نموده  که درک صحیحی از علم و دانش نداشته و چون این اعتماد و اطمینان وجود ندارد، طرحهای کاربردی را با پیش زمینه ی ناکارآمدی بررسی کرده و نسبت به اجرای آن روی خوش نشان نداده و یا اگر با اجرا موافقت می شود با دخل و تصرف در آن، طرح را ناقص پیاده نموده و عملا پیشنهاد از مسیر خود منحرف شده و عدم موفقیت در آن قابل پیش بینی خواهد بود.
مکانیزمی  مدون جهت تربیت مشاور در سازمان های رسمی  آموزش عالی و یا محافل علمی و انجمن های تخصصی وجود ندارد. به همین علت، پروسه مناسبی طرحریزی نشده و طبیعتا بازبینی و اصلاح نیز نمی گردد تا این بذر، پاگرفته، رشد کند و در صورت لزوم هرس گردیده و پیراسته شود.
ورود افرادی که صرفا دارای دانش نظری می باشند و یا کسانی که حتی ممکن است در زمینه اجرا، تجربیات موفقی داشته اند در بحث مشاوره، که بعضا حضور آنچنان موفقی نبوده و شکاف بین مشاوران و مدیران واحد های تجاری را عمق بیشتری بخشیده است.
عدم تعریف و تبیین معیارهای ارزش گذاری و ارزیابی خدمات مشاوره، چه حین ارائه آن و چه پس از آن که منجر به این شده تا مکانیزم لازم جهت کسب اطمینان مدیر شرکت یا سازمان وجود نداشته و آنها را در استفاده از این خدمات دچار تردید می کند.
برخی مدیران یا مالکان شرکت ها نمی خواهند و یا نمی توانند هزینه های زیادی را صرف مشاور و پیاده کردن طرح های آنها نموده و پس از اتمام پروژه و گذشت زمان مشاهده کنند که طرح ها و پروژه های اجرا شده اثربخشی لازم را نداشته و به اهداف از پیش تعیین شده نرسیده و یا تحلیل هزینه و فایده آن نمایانگر صرف هزینه هایی است که سود لازم را به سازمان نرسانده است.

منبع: واحد مشاوره مدیریت پدیده تبار
سمیتئاتر